طبیعت ژاپن

 

 

 

 

درختان افرا

 

 

 

مروری بر خواص طبیعت و فصل‌ها در ژاپن 

 

 

نزدیک به هفت هزار جزیره، مجمع‌الجزایر ژاپن را تشکیل می دهند. ژاپن کشوری جزیره ای در شرق آسیا است که در امتداد سواحل اقیانوس آرام و به شکل مجمع‌الجزایر چینه‌ای آتشفشانی (استراتوولکانو) تشکیل شده است. جزایر اصلی که گاهی به نام «جزایر خانه» نیز شناخته می‌شوند، از شمال به جنوب، هوکایدو، هونشو (سرزمین اصلی)، شیکوکو و کیوشو هستند. جزایر ریوکیو که شامل اوکیناوا می شود، زنجیره ای در جنوب کیوشو هستند. همچنین در مجموع 6825 جزیره در ژاپن وجود دارد. آنها با هم اغلب به عنوان مجمع الجزایر ژاپن شناخته می شوند. این مجمع الجزایر حدود 377000 کیلومتر مربع مساحت دارد و هیچ نقطه ای در ژاپن بیش از 150 کیلومتر با دریا فاصله ندارد. 
ژاپن آتشفشانی‌ترین کشور جهان با چشمه های آب گرم فراوان است. بلندترین کوه ژاپن کوه فوجی با ارتفاع 3776 متر است. از آنجایی که منطقه‌ی مسطح بسیار کمی وجود دارد، کشتزارها در تپه‌ها و دامنه‌های کوه فراوان تا بالای آن قرار دارند. ژاپن 108 آتشفشان فعال دارد. از آن جایی که ژاپن در یک منطقه آتشفشانی در امتداد اعماق اقیانوس آرام قرار دارد، لرزش های مکرر زمین با شدت کم و فعالیت های آتشفشانی، گاه به گاه در سراسر جزایر احساس می شود. زلزله های مخرب چندین بار در طول یک قرن رخ می دهد. در این میان، چشمه های آب گرم در کشور به دلیل فعالیت آتشفشانی آن بسیار پرشمار هستند. بنابراین ژاپن به عنوان توسعه یافته ترین کشور چشمه های آب گرم در جهان شناخته شده است. 
ژاپن یکی از جنگلی‌ترین کشورهای جهان نیز هست. حدود 68 درصد از ژاپن را جنگل ها پوشش داده اند. ژاپن به عنوان سومین کشور توسعه یافته جنگلی پس از سوئد و فنلاند شناخته شده است. همچنین حدود 73 درصد اراضی کوهستانی است و برای کاربری کشاورزی، صنعتی و مسکونی نامناسب است. در نتیجه، مناطق قابل سکونت، که عمدتاً در مناطق ساحلی واقع شده‌اند، دارای تراکم جمعیت بسیار بالایی هستند. ژاپن یکی از پرجمعیت ترین کشورهای جهان است.
فصل ها، ذات و هسته ی اساسی طبیعت ژاپن را شکل می دهند. ژاپنی ها شیفته آب و هوا و فصول هستند. در غذاهای ژاپنی، ارائه فصلی به نام «شون»، یکی از مهم ترین درس هاست و در شعر ژاپنی، ارجاع فصلی یکی از اصول اساسی است. همچنین، مرسوم است که نامه‌ ها و ایمیل ‌ها را با بیانیه‌ای بلاغی در مورد تغییرات آب و هوایی شروع می‌ کنند. ژاپن به عنوان یک مجمع الجزایر طولانی و باریک، در واقع تغییرات جالبی را بین فصول سال، با تنوع آب و هوا و تنوع در طول سال، تجربه می کند. 
 

 

 

 

 

 

بهار در ژاپن بسیار زیباست. هیچ چیز ژاپن را به مانند تصویر شکوفه های گیلاس ساکورا توصیف نمیکند. گلهای صورتی ظریف به نماد بین المللی زیبایی شناسی ژاپنی شناخته شده و تمایل این کشور به تحسین طبیعت را نشان می دهند. همانطور که سرمای زمستان راه را برای نسیم پاکسازی می کند، پیش بینی هوای گرمتر با پیش بینی زمان شکوفایی ساکورا آغاز می شود. ظهور شکوفه های گیلاس که به عنوان «ساکورا ذن سن» یا جبهه شکوفه های ساکورا شناخته می شود، از جزایر جنوبی کیوشو در ماه فوریه آغاز می شود و تا اواخر ماه مه از طریق آئوموری و هوکایدو به سمت شمال می گذرد. هوای تازه و اشتیاق برای بیرون رفتن، بهار و آیین ژاپنی گل نگری که به آن هانامی گفته می شود، بهانه ای عالی برای جمع شدن زیر شکوفه های گیلاس و تحسین زیبایی آن ها شده است. سنتی که قدمت آن به دوره هیان (794 تا 1185) برمی‌گردد و امروزه هزاران نفر از مردم محلی و بازدیدکنندگان را می‌بینید که در پارک‌ها، باغ‌ها و حتی گورستان‌ها در سراسر کشور گرد هم می‌آیند تا غذا و نوشیدنی را به اشتراک بگذارند و کمی به طبیعت نزدیک‌تر شوند. یک تجربه شگفت انگیز و منحصر به فرد ژاپنی که نباید از دست داد.
رطوبت زیاد در تابستان، اغلب بهانه خوبی برای سر زدن به خنکای کوه های بسیاری در سراسر ژاپن است. بیشتر شهرها در ارتفاعات برای در امان ماندن از گرمای تابستان، اقامتگاه های روستایی و انواع جاذبه های محلی را برای تکمیل لذت از طبیعت اطراف ارائه می دهند. سواحل، دریاچه‌ها و رودخانه‌ها از دیگر مقاصد محبوب در طول فصل تابستان هستند، با فعالیت‌هایی مانند قایقرانی در رودخانه و موج‌سواری تا آفتاب گرفتن و باربیکیو. اما حتی با وجود گرما و رطوبت، تابستان در ژاپن می تواند زمان بسیار خنکی باشد. دو تجربه تابستانی که نباید از دست داد عبارتند از: ماتسوری: جشنواره ژاپنی و هانابی تایکای: نمایش آتش بازی ژاپنی. با توجه به اینکه بسیاری از شهرها ماتسوری مخصوص به خود را ارائه می دهند، برخی از آنها بیش از هزار سال سابقه دارند و همیشه فرصتی برای دیدن و شرکت در  تجربه ای کاملا متفاوت وجود دارد. موسیقی، رقص، بازی و غرفه‌های بسیاری که انواع مختلفی از خوراکی های فصلی را می‌فروشند، ماتسوری تابستانی را به زمان بسیار خوبی برای لذت بردن از سنت زنده ژاپنی تبدیل می سازند. به همین ترتیب، نمایش آتش بازی یکی دیگر از سنت های ژاپنی است که قدمت آن به صدها سال پیش می رسد. یکی از معروف‌ترین رویدادها که در رقابت بین سازندگان آتش‌بازی ایجاد می شود، هزاران نفر را به تماشای روشن شدن آسمان تابستانی همراه با هیاهو و هیبت جذب می‌ کند. 
در ژاپن، پاییز از نظر بسیاری راحت‌ترین فصل است. در حالی که شهرها با خرید، کافه‌ها، رستوران‌های روباز و تفریحات شبانه زنده هستند، آب و هوای خنک‌تر نیز باعث می‌ شود تا گردشگران به معابد یا ریوکان‌ها (مهمانخانه‌های سنتی) که در سراسر حومه شهر زیاد هستند، سر بزنند. چه یک قطار کوتاه از شهر حرکت کند و چه یک توقف شبانه، طیف رنگی در شاخ و برگ های پاییزی یک تجربه به یاد ماندنی را رقم می زند. با رنگ‌های غنی افرای ژاپنی، معروف به «مومیجی» که به معنای واقعی برگ‌های قرمز ترجمه می‌شود، مناظر پاییزی در ژاپن را نباید از دست داد. یکی دیگر از دلایل محبوبیت پاییز، غذا است. فصل اصلی غذاهای ژاپنی، پاییز مسلماً زمانی از سال است که دارای بهترین مواد اولیه است. از غذاهای دریایی گرفته تا دیگر غذاها، پاییز طیف گسترده ای از گزینه های فصلی را ارائه می دهد که به میز رستوران ها و «ایزاکایا» در سراسر کشور راه پیدا می کند.
زمستان در ژاپن می تواند از زیبایی فوق‌العاده‌ی یک کوه پوشیده از برف گرفته تا محیطی صمیمی در اطراف یک قابلمه داغ خورش ژاپنی معروف به «نابه» باشد که به معنای واقعی کلمه و به سادگی یک قابلمه است اما طعم مهمان نوازی ژاپنی را ارائه می دهد که کمتر غذای دیگری می تواند رقیب آن باشد. لذت را هر چه در نظر بگیرید، ژاپن هر کدام از بهترین تجربیات موجود را در هر موقعی از سال ارائه می‌دهد. از زمان برگزاری المپیک زمستانی ساپورو در سال 1972 و المپیک زمستانی ناگانو در سال 1998، ژاپن به مقصدی پیشرو برای ورزش های زمستانی تبدیل شده است. چه یک اسنوبردرِ متخصص که آماده مصرف پودر تازه هوکایدو باشد یا یک اسکی باز تفریحی که به دنبال یک ماجراجویی آرامش بخش در یکی از صدها پیست اسکی ژاپن است، زمستان در ژاپن چیزی برای ارائه در هر سطحی دارد.
ژاپن از تنوع زیستی منحصربه‌فردی برخوردار است و شامل 279 گونه‌ی بومی می شود. ژاپن دارای 9 منطقه زیست محیطی جنگلی است که منعکس کننده آب و هوا و جغرافیای جزایر است. آنها از جنگل های پهن برگ مرطوب نیمه گرمسیری در جزایر ریوکیو و بونین، تا جنگل های پهن برگ معتدل و مخلوط در مناطق آب و هوایی معتدل جزایر اصلی، تا جنگل های مخروطی معتدل در بخش های سرد و زمستانی جزایر شمالی را شامل می شوند. ژاپن دارای بیش از 90000 گونه حیات وحش از جمله خرس قهوه ای، ماکاک ژاپنی، سگ راکون ژاپنی و سمندر غول پیکر ژاپنی است. شبکه بزرگی از پارک های ملی برای حفاظت از مناطق مهم گیاهی و جانوری ایجاد شده است. چهار مکان به دلیل ارزش طبیعی برجسته خود در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده اند.
 

 

 

 

 

 

طبیعت در دین، فرهنگ و هنر ژاپن 

 

 

تاریخ‌شناسان و پژوهشگران فرهنگ ژاپنی اشاره کرده اند که هرگونه تحقیق و تفحصی در فرهنگ ژاپن، در فرو کاهش فرجامین آن، باید به مطالعه طبیعت ژاپن بازگردد. در اندیشه ی زیبایی شناختی پیشامدرن ژاپن یک سیمای متمایز هست، و آن گرایش به محاکات، یعنی بازنمایی نمادین است که در آن به رمز و نماد بیش از ترسیم واقع گرایانه ارزش داده می شود. برای اندیشمندان پیشامدرن، مقصود از محاکات، تقلید ظاهر بیرونی نبود بلکه مرادشان رساندن جوهر درونی بود، زیرا که در نظر آنها واقعیت حقیقی زیر پوست جسم قرار داشت. به عقیده آنها ارزش بنیادی هنر در دیدنی کردن اسرار نادیدنی طبیعت و انسان است. از این رو هنرمند ژاپنی به جای آن که با حفظ فاصله و به طور عینی در شناسه یا موضوع هنرش دقیق شود و در آن پژوهش کند واقعاً سعی می کرد با آن یکی شود و حیات درونی آن را دریابد و احساس کند. به همین دلیل بود که رئالیسم غربی وار به کندی در ژاپن توسعه پیدا کرد. 
نتیجه منطقی این مفهوم محاکات، سادگی بود که ژاپنی ها بسیار به آن ارج می نهند. سرّ طبیعت را هرگز نمی توان از طریق توصیف عرضه کرد، فقط می توان آن را القا کرد و این القا هر چه موجزتر باشد تأثیرش بیشتر است. به این ترتیب سادگی با تهیایی که هنرمندانه در زمان و مکان آفریده شده باشد اندیشه مهمی در تفکرات زیبایی شناختی شد. وابی، سابی، ما، یوجو و شیبویی که همه مفاهیم بنیادین زیبایی شناختی هستند، هم به سوی سادگی می روند، یا شاید بتوان گفت که صورت هایی از سادگی اند. و همه به یک اندازه از زیبایی آرایشی و مصنوعی بیزار بودند. در زیبایی شناسی پیشامدرن ژاپنی فاصله میان هنر و طبیعت بسیار کوتاه تر از نمونه های مشابه غربی آن است. 
پیش از آن که در قرن ششم میلادی آیین بودا از قاره آسیا به ژاپن بیاید، در این کشور تفکر متافیزیکی چندانی وجود نداشت، نه پیکره ادبیات وجود داشت و نه مکتب فلسفه، نه و انگیزه‌یی عقلی که پژوهش های مستمر را در زمینه چیزهای پیش‌بینی‌ناپذیر نادیدنی عالم تغیب کند یا ادامه دهد. محدوده محیط فیزیکی پروازهای عقلی خیال را سخت محدود می کرد. واژه یی برای طبیعت وجود نداشت؛ یعنی طبیعتی که جدا و متمایز از انسان باشد، چیزی که انسان، یعنی «نی اندیشنده»، در آن به نظاره بنشیند. انسان یک جزء اصلی از کل به شمار می‌آمد، جزئی که بستگی تنگاتنگی با عناصر و نیروهای جهان پیرامونش داشت و با آن یگانه بود. 
واژه ژاپنی شی‌ذن، که قاعدتاً برابرنهادی است برای طبیعت یا nature، از نظر معنای ریشه شناختی بنیادی 1. نیرویی است که به گونه یی خودجوش و خود به خود شکوفا می شود و 2. چیزی است که از آن نیرو نتیجه شود و به دست آید. معنی کان‌جی یا واژه‌نگاره چینی شی‌ذن این است: «از خود چنین است.» شی‌ذن بیشتر بیانگر وجهی از بودن است تا وجود یا طبیعت اشیا در نظم طبیعی. 
اگر اصطلاح شی‌ذن را به معنای کلی دربردارنده آسمان و زمین، یعنی شامل کوه ها، آب ها، حیوانات و گیاهان بگیریم آن را در زبان کهن ژاپنی نمی توان یافت. این به معنی نبود قابلیت اندیشه ی مجرد در ژاپنی های باستان نیست، بلکه ناشی از دلبستگی آغازین آنان بود که هر پدیده یی را تجلی کامی (خدا یا خدایان) پشت آن بدانند. برای آنان دشوار بود بیاندیشند که باد همیشه‌وزان و کوه های همیشه‌همان هر دو به یک رده بندی کلی طبیعت تعلق دارند. بهتر آن است که بگوییم فرایند بندبندشده تفکر ژاپنی که در فراوان‌خدایی آنان منعکس است، با حساسیت زیبایی شناختی آنان گره خورده تا عالم را به عناصر آن تقسیم کند و در نتیجه سر راه تعمیم های ساده شده درباره آن سنگ بیندازد. اما اگر ما بر این پافشاری کنیم که در ادبیات کهن ژاپنی در پی الفاظ کلی برای طبیعت بگردیم می توانیم عبارات جامعی عرضه کنیم مثل آمه‌تسوچی (آسمان و زمین) و ایکی‌توشی ایکه‌رومونو (چیزهای زنده). 
در اساطیر نی‌هون‌شوکی (سال 702) گویی طبیعت و انسان از یک خانواده و خویش هم‌اند. اولین فرزند ایزاناگی و ایزانامی نه کامی بود و نه آدمی بلکه جزیره ها و گستره های خاک بود. اینجا انسان‌ها، به خلاف اندیشه ی غربی، نه رو در روی طبیعت می ایستند و نه بر آن برتری دارند. زندگی آنها در درون طبیعت می‌گذرد. 
این اندیشه کهن در چند شکل گوناگون فرهنگی ژاپنی متجلی است، مثل نقاشی های ذن، آثار ادبی، آیین چای و گل آرایی، که همه آنها ریشه در فرهنگ و اندیشه چینی دارند. در طبیعت، شناسه گر و شناسه در یک واقعیت به هم می آمیزند، و این خود دلیلی است برای کاربرد مکرر گل و گیاهان فصول گوناگون، جانوران، و چشم اندازها در شعر. 
اندیشه طبیعت به شکل تجلیات فراوان نیروی خودشکوفایی خودجوش در آیین بودای قرون وسطای ژاپن نیز یافته می شود. در دوره های بعدی کوشش هایی صورت می گیرد که طبیعت را مطابق با قوانین آن بفهمند. یاماگا سوکو در دوره ادو  درباره اجتناب‌ناپذیری طبیعت نوشت. مراد او از این مفهوم این بود که گیتی لزوماً چنان است که هست. میورا باین و آندو شوئه‌کی کوشیدند که گیتی را به شکل یک کل نظم یافته به زبان قانون وصف کنند. اما این هنوز یک مفهوم مجرد طبیعت نبود. فقط بعد از آغاز شدن دوره میجی بود که مفهوم غربی طبیعت که بیانگر نظم طبیعی بود به اصطلاح شی‌ذن پیوست.
 

 

 

 

 

 

ادراک خاص ژاپنی ها از طبیعت نقش بی نهایت مهمی در حیات فرهنگی و دینی این مردم داشته است. این ادراک را هم در شینتو می توان یافت و هم در آیین بودا، و همین طور هم در اعمال دینی عامیانه و به طور کلی در ادبیات و هنرهای ژاپنی یک سرچشمه بزرگ الهام بوده است. ادراك زيبایی شناختى طبيعت در ژاپن، با ريشه هايش در جشن دينى طبيعت، هنوز در ژاپن جديد برجستگى دارد. نوشتن و خواندن شعر در ستايش زيبايى طبيعى هنوز سرگرمى عمومى بسيارى از ژاپنى هاى امروز است. همين طور هم در هنرهايى چون آيين چای، گل آرایی و بون سای رواج دارد. اين هنرها گواه زنده يى هستند بر سنت غنى ژاپنى در حرمت به طبيعت، و خيلى ها در بيرون از ژاپن اين هنرها را به عنوان وسائل بيان ادراك زيبايى شناختى شان از طبيعت پذيرفته اند. 
فرهنگ ژاپنی محصول میراث فرهنگی شرق است، اما به یکه بودن‌اش مشهور است. از آن رو یکه است که میل‌اش به لطف درون است و آن را بر جلال بیرون ترجیح می دهد. حس زیبایی خاص ژاپنی ها که در مفاهیمی چون میابی (زیبایی فاخر)، مونو نو آواره (همدلی با طبیعت)، وابی (ناتوانی و تنهایی)، سابی (زیبایی تنهایی، سادگی فاخر) بیان می‌شود، جهانی را با هماهنگی زیبایی شناختی و عاطفی القا می‌کند. فرهنگ ژاپنی متمایزی که امروزه می بینیم حاصل یک سلسله دیدارهایی است میان فرهنگ سنتی ژاپن و فرهنگ های بیگانه یی که ژاپنی ها آنها را وارد کرده، جذب کرده و به گونه یی همساز با فرهنگ خودی درآمیخته اند. در این فرایند می توان از دو مشخصه یاد کرد: یکی نرمی یا انعطاف پذیری و دیگری گشادگی، یعنی گشوده بودن در برابر فرهنگ های بیگانه. ژاپنی ها به جای آن که دست رد بر سینه فرهنگ های بیگانه بزنند این راه را پیش گرفته اند که آن ها را در قالب زیبایی شناختی خاص خود بریزند و آن ها را در متن خلاقیت های خودشان با نیازهای خود سازگار کنند.
يك سيماى مهم فرهنگ ژاپنى احترام به طبيعت و واقعيت عملى است. سادگى و پرهيزگارى دو سيماى اين فرهنگ در تمام صورت هاى آن است، و اين واقعيت شايد در معمارى ژاپنى روشن تر از هر جاى ديگر باشد. اگر از معمارى برخى معابد بگذريم، اساس معمارى ژاپنى ساده است، خواه خانه هاى مردم باشد و خواه كاخ هاى شاهان و اميران. هر چند سبك معابد از تأثيرات بيگانه مايه گرفته اما بناهاى ديگر از خلوص ژاپنى برخوردارند. درست است كه در ژاپن چوب فراوان بوده و زلزله هم بسيار، اما كافى نيست كه كاربرد چوب را در بناهاى ژاپنى محدود به همين دو علت كنيم. حتا در قلعه ها، كه براى مقاصد نظامى ساخته می شده با ديوارهاى سنگ و گل و خندق پيرامون اش، باز مسكن اصلى امير را بدون استثنا تماماً از چوب مى ساخته اند.
درست است كه ژاپنى ها در بسيارى از زمينه ها، در ميدان تمدن و ذوق، عناصرى را از فرهنگ هاى بيگانه وام گرفته اند، و غالباً هم آن ها را، كمابيش به همان سبك و سياق، عرضه كرده اند، اما در هر چيزى كه خود پديد آورده اند حرمت ريشه دارى به طبيعت نشان داده اند. بدين ترتيب برترى چوب ساده ى رنگ نخورده در معمارى، و سبك باز که باغ و طبيعت پيرامون اش را در يك طرح كلى معمارى يگانه مى كند، تجليات آرزوى بودن با طبيعت و دست نبردن در واقعيت هاى آن است.
غالب خطوط تحول معنوى ژاپنى ها از طبيعت آغاز مى شود. از اين رو آسان می شود فهميد كه چرا ژاپنى ها طراحان و باغ سازان بزرگى بوده و هنوز هم هستند. باغ ژاپنى نماد طبيعت نيست، بل كه خود طبيعت است كه هنر شده، همان آيين بودا است كه فرم گرفته و هنر شده. نخستين چيزى كه در باغ ژاپنى چشم گير است تركيب عناصر گوناگون و به ظاهر ناهمگن آن است. نخست اين نكته را يادآور شوم كه هر باغى در ژاپن باغ ژاپنى نيست. غالباً بخشى از يك باغ بزرگ اين يا آن معبد، مثلاً در شهرى مثل كيوتو، باغ ژاپنى است نه همه ى آن. باغ ژاپنى نه مجسمه دارد نه چشمه هايى كه طراحى آن توأم با پيكرتراشى باشد. نه چندان پر گل و گياه است، نه آبراهه دارد و نه هياهوى آب. اين جا باورهاى شين توْ و بودايى سخت به هم مى آميزند. باغ در مراحل كمال باغ سازى آشكارا چنين نشان مى دهد كه حال و هواى بنيادى روحى آن تمدن به سوى حيات و جهان است.
در باغ ژاپنى، اولين چيزى كه چشم بيننده ى كين كاكوُجى را مى گيرد كومپوزيسيون نامنظم آن است. به يك گوشه ى كم ياب و غنى طبيعت مى ماند، كه گويى تمام جزييات شادى بخش خود به خود كنار هم جمع شده اند. به دقت از هندسه و قرينه سازى پرهيز شده است. به نظر باغ فلورانسى نماد عقل بود، و كين كاكوُجى نماد دل، يا حتا گريز از عقل، مثل خود طبيعت. دل و دست انسان اين جا قطعاً در كار بوده است، و واقعاً آن را از هيچ آفريده است، اما چند نشان ديدنى از خود به جا گذاشته است. احساس بى درنگ و بى واسطه همان هارموُنى ميان انسان و طبيعت است. اين گل بى همتاى يك تمدن است كه انسان و طبيعت را در يك سطح مشترك مى بيند، نه به شكل ارباب و بنده. درختچه ها و بوته ها، آب و سنگ ها، همه را فراخوانده اند كه دقيقاً در جاى به دقت برگزيده ى خود قرار بگيرند، كه دل و جان آن ها را در آرامش بنشانند و بر اساس تمايلات شان هستى داشته باشند، تو گويى اينان ميهمانان محترمى هستند از خانواده ى سبز گياهان و از خانواده ى نقره گون سنگ ها، متفاوت از انسان، چرا كه بى سخن و بی حركت اند، اما به يك جهان ديگر و كلاً بيگانه تعلق ندارند، و نه قربانى يك شبكه ى هندسى شده اند.
باغ ژاپنى بر عكس خودش فى نفسه يك موضوع يا يك نقطه ى عطف ديانه است، يعنى تفكر و مراقبه است. درختان گويى بر كناره هاى كوه ها مى رويند، گل ها گويى به طور خودرو در جنگل روييده اند، آب در ميان سنگ ها چنان فرو مى ريزد كه گويى در ميان دره يى دور افتاده، و همه ى اين ها چيزى از سِرّ خودْبودى و خودانگيختگى را برمى انگيزد. تولد، زندگى، مرگ و تغيير فصول چيست؟ سنگ بودن چيست؟ 
باغى مثل كين كاكوُجى را مى توان محصول يك تكامل طولانى دانست، محصول يك تأمل عميق يگانه شده، توأم با يك استادى فنى. تمدن ژاپنى از همان سپيده دم اش احترام عميقى براى هر چيز طبيعى و براى جامعيت خود طبيعت از خود نشان داده است. از نظر تاريخى كه بگوييم، ذوق مشابهى در چين و كره هم رواج داشت و از آ نجا بود كه ژاپنى ها نخستين طراحى هاى باغ هاى شان را در دوره هاى آسوُكا و هاكوُهوْ در قرن ششم و هفتم ميلادى گرفتند. يادآورى اين نكته ضرورى است كه كين كاكوُجى يك باغ ژاپنى است با عناصرى از باغ ذن اما يك باغ تمام عيار ذن نيست. 
طبيعت هم پرشكوه و زيبا است و هم ستمگر، مثلاً در مرگ ناگزير. همين گونه اند صدا و سكوت، حركت و سكون. اين ها در تقابل نيستند، بل كه دو وجه از يك چيزند. نزد ژاپنى مرگ عميق ترين شكل سكوت است و صدا حيات است در ژرفايش. موسيقى كه از صداها و سكوت ها ساخته مى شود بيان گر تمامت حيات است.
باغ هاى اوليه درياچه يى و جزيره يى داشت كه هر دو جاى شادى و عيش و نوش و تماشاى ماه بود. اما ديرى نگذشت كه جان و منش سادگى جوى و ساده ساز ژاپنى پا به ميان گذاشت و باغ هاى ذن ژاپنى را پديد آورد. آن عشق ساده و آغازين به طبيعت از اين پس رنگ شهودهاى بودايى به خود مى گيرد و باغ هاى ژاپنى، و به طور كلى هنر ژاپنى، را آبيارى مى كند. اینجا بود كه باغ ها بيش از پيش محملى براى پيام ها و القائات بودايى شدند. هر سنگى دلالتى بود و اشارتى، هر پر علفى مى توانست گردابى از تفكرات برانگيزد. باغ شد دروازه ى ممكنى براى ساتورى، روشن شدگى و اشراق، و رها شدن از بند پندار و زنجير و زاده شدن دوباره. طبيعت ژاپن مدام به گونه ى يك نيروى ديناميك اِلهام بخش عمل مى كند. 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده
خرید شمشیر سامورایی

دیگر نوشتارها

سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش