چگونه یک سامورایی مدرن باشیم: مسیر معنویت

 

 

جعبه‌ای با طرح سامورایی در کنار بید مجنون | دوره ادو
جعبه‌ای با طرح سامورایی در کنار بید مجنون | دوره ادو

 

 

«گفته‌اند تاکدا شینگن به سامورایی‌هایی که در خط مقدم سپاهش بودند، ابزارهای حفر زمین می‌داد؛ همان‌هایی که در مزرعه‌ها به کار می‌روند. این کار را می‌کرد تا بتوانند در هر شرایطی، اردوگاه جنگی برپا کنند.» - تسوکودا گا گونکا

 

در زبان ژاپنی، واژه‌ی «میو» (myo) به معنای «مرموز» است و دلالت دارد بر چیزهایی که ورای درک ما از جهان‌اند. اما برای آن‌که سامورایی در این شگرفی‌ها خبره شود، نخست باید پایه‌هایی استوار در خود بنا نهد تا از واقعیت جدا نیفتد.
نقل‌قولی که در آغاز این گام آمده، هشداری است به کسانی که بیش از اندازه مجذوب مفاهیم جادویی و رازآلود می‌شوند. اگر سپاه تاکدا شینگن تنها نیزه‌هایی درخشان و خنجرهایی پرزرق و برق حمل می‌کرد، اما ابزار حفر نداشت، چگونه می‌توانست سنگرها و پناهگاه‌های خود را بسازد؟ به همین قیاس، سامورایی‌ای که تنها بر جنبه‌های جادویی تمرکز دارد اما بنیانی در طریقت ندارد، در نهایت بی‌ثمر خواهد بود. اگر فقط به وجوه رازآلود فرهنگ سامورایی دل ببندید، پایه‌های‌تان سست خواهد شد و به کامیابی راستین نخواهید رسید.
نباید فریب کلیشه‌های رایج معنویت شرقی را خورد؛ همان‌هایی که اغلب در دوجوها یا کلاس‌های یوگا دیده می‌شود. متأسفانه، بسیاری سامورایی را بر پایه آنچه فرهنگ عامه بازنمایی می‌کند می‌شناسند، نه براساس پژوهش‌های اصیل و منابع اولیه‌ای که واقعیت را نشان می‌دهند. سامورایی‌ها جنگجویانی بی‌رحم و تشنه‌ی قدرت بودند که زمام ژاپن را به دست گرفتند و قدرت را از امپراتور ربودند. سپس به نبرد با یکدیگر پرداختند تا سرانجام تنها یک خاندان — خاندان توکوگاوا — بر صدر بنشیند و به حکومت مطلقه برسد. بی‌تردید، سامورایی‌ها ابعاد معنوی هم داشتند، اما پیش از هر چیز، جنگجو بودند.
با این‌حال، در کنار تمامی جنبه‌های زندگی جنگجویی‌شان، سامورایی‌ها به جست‌وجوی معنا و معنویت نیز می‌پرداختند؛ چه در درون خود و چه در دل طبیعت. آنان آموزه‌های بودیسم هند را با تائوئیسم و کنفوسیوس چینی درآمیختند و آن‌ها را با سنت بومی شینتو تلفیق کردند تا به رویکردی جامع در معنویت دست یابند؛ رویکردی که فرهنگ ژاپنی امروز نیز تا حد زیادی از آن تأثیر پذیرفته است.
در بخش دهم از مجموعه «چگونه یک سامورایی مدرن باشیم» به این خواهیم پرداخت که سامورایی‌ها چگونه با مفاهیمی چون جهان جاودانه، ایزدان و نیاکان خود پیوند برقرار می‌کردند. این آموزه‌ها به شما یاری خواهند داد تا همچون جنگجویان باستان، در مسیر معنویت گام نهید و پلی بسازید میان خود و جهانی که در پس پرده‌ی این واقعیت نهفته است.

 

 

سرزمینی با آیین‌های گوناگون

 

 

سامورایی بودن یعنی پیش از نبرد، خود را شناختن.
سامورایی بودن یعنی پیش از نبرد، خود را شناختن.

 

 

در ژاپنِ معاصر گفته‌ای رایج است: با آیین شینتو به دنیا می‌آیی، با آیین مسیحیت ازدواج می‌کنی، و با آیین بودا می‌میری. این جمله نشانی‌ست از آن‌که ژاپنی‌ها چگونه ادیان مختلف را بسته به موقعیت با یکدیگر تلفیق می‌کنند.
هر دو دین بودیسم و شینتو، مناسک خاص خود را برای مواجهه با مرگ دارند. برای نمونه، در آیین شینتو، هم کامی‌ها (ارواح مقدس) مورد پرستش قرار می‌گیرند و هم نیاکان. شینتو بر تطهیر و پاکسازی تمرکز دارد و اجازه نمی‌دهد که مردگان در حریم معابد و نیایشگاه‌ها جای بگیرند. از این‌رو، انجام امور مربوط به تدفین و مرگ در عمل به آیین بودا سپرده می‌شود. اما پس از آن‌که بخشی از روح بر اساس باورهای بودایی وارد چرخه تناسخ می‌شود، بخش دیگری از روح، مطابق با جهان‌بینی شینتو، به روح نیاکانی تبدیل می‌گردد که از سرزمین نیاکان محافظت می‌کند.
در سنت‌های آسیای شرقی، تائوئیسم و کنفوسیوس‌گرایی گاه با یکدیگر در تعارض بوده‌اند، اما همواره در کنار هم زیسته‌اند. کنفوسیوس‌گرایی به چگونگی رفتار فرد در اجتماع می‌پردازد، در حالی که تائوئیسم بر جایگاه انسان درون خرد کیهانی تأکید دارد.
تلفیق باورهای مذهبی در ژاپن به این معنا نیست که این کشور هیچ‌گاه جنگ مذهبی نداشته است. در دوره‌های مختلف، نظام حاکم بر ژاپن به فرقه‌های دینی‌ای که بیش از حد قدرت گرفته بودند، حمله برده است. یکی از هولناک‌ترین کشتارهای مذهبی در تاریخ ژاپن، به دست اودا نوبوناگا رخ داد: در محاصره‌ی کوه هیه‌ای در سال ۱۵۷۱، او مجموعه عظیم معابد بودایی را نابود کرد و راهبان، زنان و کودکان را قتل‌عام نمود. این راهبان خود به نیرویی سیاسی و نظامی بدل شده بودند و برخی از آن‌ها عملاً تفاوتی با سامورایی‌ها نداشتند.
تمام نظام‌های اعتقادی باستانی ژاپن، دربردارنده‌ی فلسفه‌هایی هستند که می‌توانند زندگی‌تان را ساده‌تر و معنادارتر کنند. در ادامه، مروری بر این باورها و تمرین‌هایی برای تجربه آن‌ها آمده است. اگر با هر یک از این آموزه‌ها احساس نزدیکی کردید، به آن‌ها احترام بگذارید و ژرف‌تر به مطالعه‌شان بپردازید.

 


مسیحیت و سامورایی‌ها 

 

 

صحنه‌ای از اثر افسانه‌های مصور معبد جین‌اوجی | دوره کاماکورا
صحنه‌ای از اثر افسانه‌های مصور معبد جین‌اوجی | دوره کاماکورا

 

 

برای کسی که در مسیر آموختن راه و رسم سامورایی گام برمی‌دارد، پیروی از آیین مسیحیت کاملاً پذیرفتنی است. نخستین مبلغین ژزوئیت در اواسط سده‌ی شانزدهم به ژاپن رسیدند، و مسیحیت در دوره‌ی «سنگوکو» به‌سرعت گسترش یافت؛ به‌گونه‌ای که صدها هزار نفر از مردم ژاپن به این دین گرویدند. حتی برخی از اربابان بزرگ و خاندان‌های قدرتمند نیز به آیین مسیحیت گرویدند، و در اوج دوران سامورایی‌ها، جنگجویانی مسیحی در صفوف نبرد، برای خدا و میهن خود می‌جنگیدند.
گرایش به مسیحیت به معنای جابه‌جایی در وفاداری سیاسی نیز بود: از امپراتور به پاپ. همین مسئله باعث شد که رواج گسترده‌ی این دین، از سوی شوگان‌سالاری ژاپن به‌مثابه تهدیدی سیاسی تلقی شود. از همین‌رو، در اوایل قرن هفدهم، آیین مسیحیت به‌طور رسمی ممنوع شد. سرکوب و خشونت‌هایی که پس از آن رخ داد، برخاسته از تضاد مذهبی نبود، بلکه از دل منازعات قدرت و سیاست برآمد. شورش شیمابارا در قرن هفدهم، اگرچه در اعتراض به مالیات‌های سنگین آغاز شد، اما یکی از واپسین نمودهای مقاومت مسیحیان در ژاپن بود.
برخی از سامورایی‌های مسیحی از انجام سپوکو (خودکشی آیینی) خودداری می‌کردند، چرا که در باور مسیحی گناهی نابخشودنی بود. در نتیجه، در صورت اسارت، با گردن زدن اعدام می‌شدند، که برای یک سامورایی ننگ بزرگی به شمار می‌رفت، زیرا چنین شیوه‌ای، شیوه‌ی مرگ مجرمان عادی بود. پس از آن دوران، تنها شمار اندکی از مسیحیان پنهان، در دل جامعه‌ی ژاپن باقی ماندند. 

 

 

کنفوسیوس‌گرایی (جوکیو)

 

 

شعر چینی با مضمون ذن و ماهی‌گیری
شعر چینی با مضمون ذن و ماهی‌گیری 

 

 

«به یاد داشته باش که کنفوسیوس گفت: از آدم بپرس، نه از اسبش؛ یعنی انسان را بر ابزار و دارایی او مقدم بدان.» - کتاب سامورایی

 

 

کنفوسیوس‌گرایی، فلسفه‌ای اجتماعی و اخلاقی است که از آموزه‌های فیلسوف چینی کنفوسیوس (۴۷۹–۵۵۱ پیش از میلاد) سرچشمه می‌گیرد. این فلسفه بر نظم و رفتار درست در جامعه و از سوی جامعه تمرکز دارد و هدفش رسیدن به هماهنگی اجتماعی است. کنفوسیوس‌گرایی به انسان می‌آموزد که چگونه در موقعیت‌های اجتماعی با دیگران رفتار کند. همین رویکرد، در قالب نو-کنفوسیوس‌گرایی نیز ادامه یافت؛ مکتبی که حدود سال ۱۰۰۰ میلادی و در پاسخ به آموزه‌های تائوئیسم و بودیسم پدید آمد.
کنفوسیوس در زمان حیاتش چندان محبوب نبود و نتوانست جامعه‌ای آرمانی بنا کند. در واقع، پس از مرگ او، چین به‌تدریج به‌سوی امپراتورمحوری و جنگ‌طلبی بیشتر پیش رفت. اما با این حال، آموزه‌هایش باقی ماند و از سده‌ی هفدهم میلادی، تأثیری چشمگیر بر جامعه‌ی ژاپن گذاشت.
پیروی از کنفوسیوس‌گرایی به معنای برقراری روابط هماهنگ با دیگران است؛ روندی مبتنی بر فروتنی، ادب، و انجام کنش‌های اجتماعی درست در زمان مناسب. همچنین به معنای پیروی از سخنان و خرد کنفوسیوس است. این راه و رسم، به‌هیچ‌وجه اطاعت کورکورانه نیست؛ بلکه تأکید دارد بر رعایت احترام در همه حال، حتی هنگام مخالفت. اختلاف نظر باید در چارچوب ادب و نجابت مطرح شود.

 

 

متن چگونه یک سامورایی مدرن باشیم: جادوی سامورایی را اینجا بخوانید. 

 

 

سی و شش شاعر جاودانه | دوره مومویاما
سی و شش شاعر جاودانه | دوره مومویاما

 


کنفوسیوس‌گرایی بر این باور است که وجود آیین‌ها و آداب صحیح، زمینه‌ساز جامعه‌ای هماهنگ خواهد بود. اگر همه بدانند که چه رفتاری را، در چه زمانی و چگونه انجام دهند، با تکیه بر سنن و رسوم منتقل‌شده از نسلی به نسل دیگر، همبستگی جمعی شکل می‌گیرد. سامورایی‌ها نیز پیرو چنین آیینی بودند: از آداب نوشیدن و غذا خوردن گرفته تا شیوه‌های دقیق و پیچیده‌ی تعظیم کردن.
پیروی از کنفوسیوس به معنای عمل به سنت‌های آسیایی نیست، بلکه به معنای پایبندی به رسوم فرهنگ خودتان و یا فرهنگی است که در آن زندگی می‌کنید. این آموزه، همدلی با فرهنگ‌های دیگر را تشویق می‌کند، در حالی‌که حفظ سنت‌های قومی و آیین‌های اجتماعی خود فرد را نیز ضروری می‌داند: آیین‌هایی همچون ازدواج، سال نو، جشن تولد یا مراسم سوگواری. لازم است سنت‌های فرهنگی خود را به‌خوبی بشناسید و دیگرانی را که با این فرهنگ شریک هستند، به درک ژرف‌تری از آن دعوت کنید، در عین حال که به سنت‌های گروه‌های دیگر نیز احترام می‌گذارید.
همواره به یاد داشته باشید که در رابطه‌ای متقابل با هر کسی هستید که با او روبه‌رو می‌شوید. این ارتباط، در نحوه‌ی خوش‌آمدگویی به یک غریبه، در چگونگی برخورد با افراد جدید، و در روابط دوستانه، خانوادگی و زناشویی تجلی می‌یابد. در کنفوسیوس‌گرایی، اگرچه تأکید بر احترام به والدین و فرمان‌برداری فرزندان است، اما از سوی دیگر، این آموزه به فرزندان نیز می‌آموزد که اگر پدر یا مادر خطا کردند، آن‌ها را با نرمی و احترام اصلاح کنند. هر فرد، در ارتباطی زنده با تمام کسانی است که با آن‌ها مواجه می‌شود، و کنفوسیوس‌گرایی در اصل بر رفتار درست و آیین‌مند تأکید دارد؛ آیینی که باعث می‌شود هر دو طرف، با حس احترام و نیک‌اندیشی رفتار کنند. 

 

 

درس ۸۰: متون کنفوسیوسی، به‌ویژه «گفتارها» را بخوانید.

 

 

آموزه‌های کنفوسیوس در اثری گردآوری شده که امروزه به نام گفتارها (The Analects) شناخته می‌شود؛ متنی که سامورایی‌ها و فرزندانشان آن را مطالعه می‌کردند. با این حال، خود کنفوسیوس این کتاب را ننوشته است؛ این مجموعه بر پایه‌ی سنت شفاهی و گفتارهایی است که به او نسبت داده می‌شود و شاگردانش آن‌ها را مدتی پس از مرگ وی گردآوری کرده‌اند. برخی از بخش‌های گفتارها ممکن است برای خواننده‌ی امروزی، بدون درک زمینه‌ی اصلی، دشوار باشد؛ با این وجود، نسخه‌های جدید اغلب شامل پانوشت‌هایی توضیحی هستند که فهم متن را تسهیل می‌کنند.
از دیگر متون کلاسیک کنفوسیوسی می‌توان به تعلیم بزرگ (Great Learning) و آموزه‌ی اعتدال (Doctrine of the Mean) اشاره کرد؛ دو فصلی که در مجموعه‌ی بزرگ‌تر کتاب آیین‌ها (Book of Rites) آمده‌اند. اگر در مسیر سامورایی گام برمی‌دارید، نیازی به تخصص در کنفوسیوس‌گرایی ندارید، اما درک پایه‌ای از این فلسفه برایتان ضروری است. خودتان نیز درباره‌ی کنفوسیوس‌گرایی و نو-کنفوسیوس‌گرایی پژوهش کنید تا درک‌تان ژرف‌تر شود. 

 

 

یک نامه | دوره ادو
یک نامه | دوره ادو

 

 

درس ۸۱: فضیلت‌های بنیادین خود را صیقل دهید. 

 

 

در حالی‌که بودیسم بر خود درونی تأکید دارد و تائوئیسم بر جایگاه انسان در کیهان و رابطه‌اش با آسمان تمرکز می‌کند، کنفوسیوس‌گرایی تنظیم‌گر روابط انسان با جامعه است و ارزشِ رفتارها و فضیلت‌های خاصی را برجسته می‌سازد.
واژگان زیر بسته به زمینه، ترجمه‌های گوناگونی دارند، اما در این‌جا به‌صورت مستقیم و روشن بیان شده‌اند تا درک مفاهیم آسان‌تر شود:


(Jin (仁 - مهرورزی و مقبولیت اجتماعی: به معنای خوش‌برخوردی با دیگران و رفتار مطابق با روابط گروهی است. بدون توجه به این‌که با چه کسی، در چه موقعیتی، یا با چه پیشینه‌ای روبه‌رو هستید، همواره با ادب و گشاده‌رویی برخورد کنید. از پیش‌داوری و بدبینی بپرهیزید و رفتار شما صادقانه باشد؛ زیرا اگر در نیت خود صادق نباشید، نتیجه‌ی معکوس خواهید گرفت. حتی در مواجهه با دشمن نیز باید به یاد داشت که او نیز در رنج است و هیچ بهانه‌ای برای بی‌ادبی وجود ندارد. هنگامی که این نیت مهربانانه به‌طور کامل در دل‌تان نهادینه شود، به آن jinshin گفته می‌شود: یافتن قلبِ مهرورزی.
در یک تمدن شایسته، مهربانی، بن‌مایه‌ی رفتاری نیکو است. حتی اگر سامورایی ناگزیر به اعدام کسی بود، ادب اقتضا می‌کرد که نخست پوزش بخواهد، سپس گردن بزند.


(Gi (義 – کنش درست و نیت صحیح: به معنای انجام کار درست با نیت پاک و تمایز میان نیکی و بدی است. باید مطمئن باشید که هر تصمیمی که می‌گیرید، بر مبنای دلایل درست است. کنش‌ها ممکن است در ظاهر نیک به نظر برسند، اما اگر نیت نهان، ناپاک باشد، باید آن را ریشه‌کن کرد. Gi همچنین به معنای پاداش دادن به رفتار درست و تنبیه رفتار نادرست است. مرزی روشن میان خیر و شر ترسیم کنید و در همه‌ی امور، در جبهه‌ی نیکی بمانید. هر بار که پا را از این مرز فراتر بگذارید، ذهن‌تان را به پلیدی آلوده می‌کنید.
Gi درون انسان، حس شرم می‌سازد، و این نکته‌ای ارزشمند است. جامعه‌ای که میان درستی و نادرستی تمایز قائل نمی‌شود، مفهوم شرم را نیز از دست می‌دهد، و بدون شرم، کنش‌های درست هم از میان می‌روند. رفتار بی‌پروا و بدون پشیمانی، جامعه را رو به فروپاشی می‌برد.


(Rei (礼 – ادب و آداب‌دانی: یعنی رفتار مودبانه با دیگران و پیروی از آیین‌های پذیرفته‌شده. یعنی از صبح تا شب با خویشتن‌داری رفتار کردن، مراقب بودن که کسی را شرمنده نسازید و سخن درست در موقعیت درست گفتن. یعنی مهار احساسات و حفظ وقار. اما این به معنای خشک بودن نیست. خندیدن، شاد بودن و آسودگی، تا زمانی که از حدود ادب و متانت بیرون نرود، پذیرفته است. ممکن است فردی مؤدب باشد، اما خوشایند نباشد؛ مهم آن است که ادب‌ورزی، برخاسته از نیت راستین باشد، زیرا حتی گفت‌وگویی مودبانه اگر فاقد صداقت باشد، توهین‌آمیز جلوه خواهد کرد.

 

(Chi (智 – دانایی و خرد: تفاوت میان دانش، هوش و خرد را دریابید. دانش، اطلاعات کسب‌شده است؛ هوش، توان پردازش آن؛ و خرد، به‌کارگیری آن در عمل. وقت خود را صرف مطالعه کنید، اما با نظم و شیوه‌ی درست. دانشی که صرفاً تئوریک باشد، بی‌فایده است. دانستنِ بی‌کاربرد، سودی ندارد. دانش را به‌درستی کسب کنید، بفهمید، و به‌گونه‌ای خردمندانه در جهت سود خود و دیگران به‌کار برید.

 

 

زیارتگاه زیر کاج بزرگ | دوره ادو
زیارتگاه زیر کاج بزرگ | دوره ادو

 


(Shin (信 – صداقت و اعتماد: به معنای داشتن یکپارچگی اخلاقی است، تا دیگران بتوانند به شما اعتماد کنند. فردی باشید که بر قولش استوار است، در روابط و عهدها وفادار می‌ماند، و در میان خانواده، دوستان، آشنایان و حتی دشمنان، به‌عنوان شخصی امین و صادق شناخته می‌شود. کسی باشید که در سراسر جهان، با عنوان «کسی که به عهدش وفا می‌کند»، شهره است.


(Ko (孝 – پیوند خانوادگی: فرزندیِ شایسته، یکی از ارزش‌های بنیادین در میان سامورایی‌ها بود. خون، از آب غلیظ‌تر است. حتی اگر خانواده‌تان را انتخاب نکرده‌اید و دوستان‌تان را بیشتر دوست دارید، خانواده باید کانون توجه یک سامورایی باشد. این نگرش، شامل احترام به نیاکان، قدردانی از والدین، یاری به خواهران و برادران در تنگنا، و حمایت از فرزندان است، حتی اگر برای‌تان زحمت داشته باشد. البته خانواده نباید مانعی در مسیر پیشرفت‌تان شود. در تاریخ، نمونه‌هایی هست از سامورایی‌هایی که برای ارتقای خاندان خود، حتی پدرشان را شکست داده‌اند. از جمله تاکِدا شینگن، که پدرش را از قدرت کنار زد و خاندان تاکدا را به یکی از پرنفوذترین خانواده‌های تاریخ ژاپن تبدیل کرد.


(Chu (忠 – وفاداری: وفادار باشید. همواره کسانی خواهند بود که با آن‌ها احساس نزدیکی بیشتری دارید، اما با این‌حال باید به همه وفادار بمانید. وفاداری، بی‌تردید یکی از والاترین فضایل سامورایی است؛ ولی وفاداری راستین، نایاب است. پس بکوشید انسانی شوید که در تعهد خود نسبت به مردمش استوار است.
وفاداری حقیقی آن است که فرد، حتی در شرایطی که سودی برایش ندارد، همچنان وفادار بماند. سربازان‌تان را از خلال روزهای دشوار بشناسید. برترین نمونه‌ی تاریخی این فضیلت در ژاپن، کوسونوکی ماساشیگه است. برای آنان که در مسیر سامورایی گام برمی‌دارند، وفاداری از گران‌قدرترین ویژگی‌های انسانی است.

 

 

درس ۸۲: بکوشید انسانی برتر باشید.

 

 

هدف کنفوسیوس‌گرایی، ارتقای انسان‌ها از وضعیت طبیعی‌شان بود تا به الگوهایی برای موفقیت اجتماعی و رفتار نیک بدل شوند. این آرمان، برای همه‌گان در دسترس است: وظیفه‌ی شما آن است که در اندیشه، سخن و عمل، به ژرفای تعالی برسید. با روندی پیوسته از پالایش و اصلاح، بکوشید کامل‌ترین نسخه‌ی خود شوید و بدانید که برتر بودن از دیگران، تا زمانی که از آن سوءاستفاده نکنید، پذیرفتنی‌ست.

 

 

تائوئیسم (دوکیو) 

 

 

دو سامورایی در تئاتر کابوکی | دوره ادو
دو سامورایی در تئاتر کابوکی | دوره ادو

 

 

تائوئیسم مطالعهٔ «راه» است (که به آن دائو یا تائو نیز گفته می‌شود)، راهی که به منشأ هستی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد. این مکتب را می‌توان به دو شاخه تقسیم کرد:

  • تائوئیسم دینی، که شامل افسون‌ها، آیین‌ها، سرودها و طبقه‌ای روحانی از کاهنان است.
  • تائوئیسم کلاسیک، که بر فلسفه‌ای برای زیستن در هماهنگی با دائو تمرکز دارد.

تائوئیسم جهان را زنده و پویا از نیروی «چی» یا «نیروی حیات» می‌داند؛ نیرویی که از طریق یین و یانگ و پنج عنصر چینی — خاک، آتش، فلز، آب و چوب — تجلی می‌یابد. «دائو» یا «راه»، مفهومی است که در کلّیت خود، غیرقابل توصیف است؛ نکته در اینجاست که فراتر از درک انسان قرار دارد: آدمی می‌تواند با آن در تعامل باشد، اما نمی‌تواند از آن فراتر رود. می‌توان آن را همچون قوانینی دانست که بنیاد جهان را تشکیل می‌دهند؛ همچون تار و پود آگاه هستی، ساختارهای بنیادی وجود، و سرچشمه‌ای نخستین در پسِ تمام اشکال زندگی.
هزاران متن دائویی وجود دارد، اما تنها شماری اندک از آن‌ها به زبان‌های دیگر، از جمله انگلیسی، ترجمه شده‌اند، و برخی هنوز هم رازآلود و پنهان باقی مانده‌اند. این متون را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: تفسیرهایی بر رویکرد فلسفی تائوئیسم کلاسیک، و متونی دربارهٔ آیین‌ها، جادوها و طلسم‌های تائوئیسم دینی. برای جوینده‌ای از جهان غرب، تائوئیسم کلاسیک دست‌یافتنی‌تر است، چراکه مسیری فردی و قابل پیمایش بدون نیاز به حضور مربی است. اما تائوئیسم دینی به آموختن، استاد و آشنایی با آیین‌ها و سنت‌ها نیاز دارد.

 

 

درس ۸۳: با سادگی دائو همراه شو

 

 

راه تائوئیسم در ساده‌سازی زندگی نهفته است؛ اینکه هر روز را همچون روزی نو پذیرا شوی، بی‌آنکه گرفتار گره‌های پیچیدهٔ ذهنی باشی. با هماهنگی با محیط پیرامونت و موقعیت‌هایی که جهان در برابر تو می‌نهد، و با زیستنی پاک از آلودگی‌های ذهنی یا جسمی، اندک‌اندک به پیوندی با «راه» دست خواهی یافت.
برای رسیدن به این مقصد، زندگی‌ات را از شلوغی‌ها برهان، در همهٔ امور به سادگی روی آور، از طبیعت لذت ببر، به دلِ دشت و جنگل برو، و به جهان و جایگاه خود در آن اعتماد کن. دنبال کردن دائو یعنی کاستن، نه افزودن. پس گام‌به‌گام، هر آنچه مانع روانی و آرامیِ جریان زندگی‌ات است، از میان بردار و به خانه‌ای ساده، برنامه‌ای ساده، غذایی پاک و ذهنی بی‌حواس‌پرتی بازگرد.

 

 

متن چگونه یک سامورایی مدرن باشیم: راهِ نینجا را اینجا بخوانید. 

 

 

تمرین روزانه، مسیری برای پاک‌سازی ذهن است
تمرین روزانه، مسیری برای پاک‌سازی ذهن بود

 

 

درس ۸۴: تمرین مفهوم «مویی» (بی‌کنشی)

 

 

«مویی» به معنای فقدان عمل از روی اراده و فشار است (مویی تلفظ ژاپنی این واژه است؛ در چینی به آن «وُوِی» می‌گویند). تائوئیسم به زندگی‌ای می‌اندیشد که بی‌دردسر با رویدادهایی که جهان پیش می‌آورد، همراه می‌شود. اما انسان‌ها اغلب در پی راه خود هستند و می‌خواهند بر خلاف جریان، مسیر را به اجبار تعیین کنند. دلیل اینکه آدمی گاه به نتیجه می‌رسد و گاه شکست می‌خورد، آن است که برخی‌ اوقات، به‌شکلی ناخودآگاه، کار درست را انجام می‌دهد، و در زمان‌های دیگر راهی اشتباه را برمی‌گزیند.
می‌توان هستی را چونان رودخانه‌ای جاری تصور کرد که تو درون قایقی کوچک بر سطح آن روانی. اگر بخواهی تندتر پارو بزنی و از جریان سبقت بگیری، به مقصدی غلط در زمانی اشتباه خواهی رسید؛ اگر بخواهی بر خلاف جریان حرکت کنی، با سختی دست‌وپنجه نرم خواهی کرد تا سرانجام ناتوان و مغلوب شوی (چراکه هیچ‌کس نمی‌تواند بر جهان چیره شود)؛ و اگر از سویی به سوی دیگر روی، زمان را تلف کرده‌ای. نکته اینجاست که رود (یعنی جهان) دقیقاً می‌داند که تو باید کجا باشی، و وظیفهٔ تو فقط آن است که به‌شکلی طبیعی و مثبت، با آن هماهنگ شوی — چه خوشبختی در راه باشد و چه تنگنا.
به این حالت در سنت دائویی «ماندن در مرکز» می‌گویند. این هرگز به معنای «هیچ نکردن» نیست (زیرا همین هیچ‌ کردن، خود نوعی کنش است و با راهِ دائو ناسازگار). بلکه به معنای انجام کار درست در زمان درست است، بی‌آنکه بخواهی اراده‌ات را بر جهان تحمیل کنی. این همان چیزی است که «کنش بی‌کنش» نامیده می‌شود؛ زیرا وقتی فشار نمی‌آوری، اما متناسب با شرایطت عمل می‌کنی، به‌شکلی طبیعی به پیش می‌روی.
جهان به‌خوبی از خواسته‌های تو آگاه است، اما چیزهایی را به تو می‌دهد که به آن‌ها نیاز داری، نه آنچه صرفاً طالبش هستی. گاه راه رسیدن به مقصد، چرخشی تند و شگفت‌انگیز خواهد داشت؛ اما وظیفهٔ تو صرفاً این است که این راه را دنبال کنی. اگر با صداقت، سادگی و بی‌آنکه به دیگران آسیبی برسانی زندگی کنی، جهان تو را به همان‌جایی خواهد رساند که باید باشی. هیچ‌گاه مسئله این نیست که «هیچ نکنی» یا «بدون کنش» باشی؛ این برداشت، یکی از سوءتفاهم‌های رایج دربارهٔ دائو است.

 


بودیسم (بودکیو | 仏教)

 

 

در حیاط معبد میجی، توکیو، ژاپن
در حیاط معبد میجی، توکیو، ژاپن

 

 

بودیسم آیینی است که بر پایهٔ آموزه‌های فرزانهٔ هندی، سیدهارتا گوتاما – که با نام «بودای شاکیامونی» نیز شناخته می‌شود – بنا نهاده شده است؛ کسی که گمان می‌رود در قرن پنجم پیش از میلاد زندگی می‌کرده است. این آموزه‌ها نخست از هند برخاستند و سپس با دگرگونی‌هایی از مسیر چین و کره عبور کردند و سرانجام به ژاپن رسیدند، درست اندکی پیش از آنکه طبقهٔ سامورایی شکل بگیرد. بسیاری از مردم تأثیر مستقیم فرهنگ هند بر ژاپن از طریق بودیسم را نادیده می‌گیرند و پیوند این دو تمدن را نمی‌بینند. اما واقعیت آن است که اگرچه بودیسم در مسیر خود به سوی ژاپن، دگرگونی‌هایی را پشت سر گذاشت و در قالبی نوین ظاهر شد، اما همچنان ریشه‌های کهن هندی خود را حفظ کرد.
در میان شاخه‌های گوناگون بودیسم، مکتب ذن بیش از دیگران نظر سامورایی‌ها را جلب کرد؛ اما این بدان معنا نیست که ایشان از دیگر راه‌ها و تعالیم بودایی بی‌خبر بودند. مکتب ذن – که در چین با عنوان «چن» (Chan) شناخته می‌شود – به سبب سادگی و بی‌پیرایه بودن، با روحیهٔ سامورایی‌ها سازگار بود و از همین رو جایگاه ویژه‌ای در زندگی معنوی آنان یافت. با این حال، سامورایی‌ها تنها به ذن بسنده نکردند و از جنبه‌های پیچیده‌تر و جادویی‌تر دیگر آیین‌های بودایی نیز بهره بردند.
کانون اندیشهٔ بودا، فهم رنج به‌مثابه حقیقتی بنیادین در زندگی است؛ اما این رنج پایدار نیست و می‌توان آن را پشت سر گذاشت. در آموزه‌های بودا، انسان باید به درک درستی از ذات درونی خویش و کارکردهای ذهن خود دست یابد تا در نهایت بتواند از چرخهٔ زندگی و مرگ – که در بودیسم «سامسارا» نام دارد – رهایی یابد و به مرحلهٔ روشن‌شدگی یا نیروانا برسد.
شایان ذکر است که خود بودا هیچ‌گاه آموزه‌هایش را به نگارش درنیاورد. پس از مرگ او، آیین بودیسم به شاخه‌ها و مکاتب گوناگونی تقسیم شد و در طول قرن‌ها، آموزه‌های تازه‌ای به آن افزوده گردید؛ به‌گونه‌ای که پیکرهٔ کنونی این آیین، مجموعه‌ای گسترده و متنوع از اندیشه‌ها و سنت‌هاست. 
این مکاتب به‌طور کلی در دو دستهٔ اصلی جای می‌گیرند: «تعالیم کوچک‌تر» و «تعالیم بزرگ‌تر»، که در سنت بودایی با اصطلاح ارّابه (یا وسیله) از آن‌ها یاد می‌شود. در دل این ساختار گسترده، دو اصل اساسی جای دارد: چهار حقیقت شریف و راه هشت‌گانهٔ شریف. نخستین اصل، وضعیت بنیادین بشر را توضیح می‌دهد و دومی، راه‌گشایی است برای رهایی از این وضعیت.

 

 

بودیسم به سامورایی یاد داد که رنج بخشی از مسیر است، نه مانع آن
بودیسم به سامورایی یاد داد که رنج بخشی از مسیر است، نه مانع آن

 


چهار حقیقت شریف

 

 

چهار حقیقت شریف یا چهار حقیقت نیکان، اصولی هستند که وضعیت واقعی وجود انسان را توصیف می‌کنند. این چهار حقیقت به‌سادگی اما با ژرفای فراوان، چنین بیان می‌شوند:

 

  • بدان که رنج بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی است.
  • این رنج از خواستن مداوم و نارضایتی انسان ناشی می‌شود.
  • اگر میل بی‌پایانِ بیشتر داشتن را کنار بگذاری، رنج کاهش خواهد یافت.
  • برای رسیدن به رهایی، باید راه هشت‌گانهٔ شریف را دنبال کنی.

 

 

راه هشت‌گانهٔ شریف

 

 

راه هشت‌گانهٔ شریف مجموعه‌ای از اصول رفتاری و ذهنی است که راهنما و نقشهٔ راه برای رهایی انسان از رنج و رسیدن به نیروانا به‌شمار می‌رود. این اصول، نسخه‌ای برای زیستن آگاهانه و درست هستند. در اینجا نسخه‌ای ساده‌شده از این راه را می‌خوانید:

 

  • بینش درست: درک صحیح از جهان، به‌ویژه درک واقعیت رنج و دگرگونی.
  • نیت درست: پرورش اندیشه‌های مثبت و پاک.
  • گفتار درست: سخن گفتن با راستی و پرهیز از دروغ، غیبت و بدگویی.
  • کردار درست: انجام اعمالی که به دیگران آسیب نمی‌زنند.
  • معیشت درست: انتخاب راه امرار معاشی که زیان‌رسان به دیگران نباشد.
  • کوشش درست: تلاش در جهت پرورش افکار نیک و دوری از افکار ناپسند.
  • ذهن‌آگاهی درست: حفظ سلامت روان و مراقبت از حالت‌های ذهنی.
  • تمرکز درست: پرورش تمرکز و حضور ذهن، همراه با تعهد و پیگیری.

 


شینتو (神道)

 

 

شینتو در زبان ژاپنی به‌معنای «راه خدایان» است و به‌عنوان دین بومی ژاپن، سرچشمه‌ای غنی برای افسانه‌ها، آیین‌ها و نگرش مردم ژاپن نسبت به طبیعت و روحانیت محسوب می‌شود. شینتو بر پرستش کامی (kami) یا ارواح تأکید دارد؛ ارواحی که می‌توان آن‌ها را به‌طور کلی به سه دسته تقسیم کرد: خدایان محلی، انسان‌هایی که پس از مرگ به مقام خدایی رسیده‌اند، و ارواح نیاکان. مجموعه‌ای گسترده از کامی‌ها در فرهنگ ژاپنی وجود دارد که گاهی می‌تواند پیچیده و گیج‌کننده باشد. اما مردم معمولاً فقط کامی‌هایی را می‌پرستند که به حرفه‌شان، منطقه زندگی‌شان یا خانواده‌شان مربوط می‌شوند. به بیان دیگر، شینتو دینی است که به افراد کمک می‌کند تا ارتباطی عمیق با دنیای طبیعی پیرامون خود برقرار کنند.
در دوران تاریخی ژاپن، به‌ویژه در زمان سامورایی‌ها، دین شینتو با بودیسم چنان درهم آمیخته بود که تمایز میان آن‌ها بسیار دشوار بود. در آن دوره، بسیاری از ساختمان‌های مذهبی به‌طور هم‌زمان معبد بودایی و نیایشگاه شینتویی بودند. حتی پیش می‌آمد که یک راهب بودایی که بر یک معبد نظارت داشت، در همان حال، روحانی شینتویی نیز محسوب می‌شد و درون محوطه معبد، بخشی مجزا برای نیایش به کامی‌ها وجود داشت.
با این حال، در قرن بیستم و همزمان با شکل‌گیری ملی‌گرایی در ژاپن، شینتو به‌عنوان دین بومی و «اصیل» ژاپن از بودیسم که ریشه در خارج از کشور داشت، جدا شد. در این روند، شینتو از عناصر غیرژاپنی «پاک‌سازی» شد و شکل رسمی و دولتی آن به‌وجود آمد که به آن شینتوی دولتی یا State Shinto می‌گویند. در این نسخه، تمرکز شینتو بر قدرت، میراث امپراتوری و وحدت ملی ژاپن بیشتر شد تا جنبه‌های سنتی و آیینی آن.

 

 

کنفوسیوس‌گرایی، بودیسم، تائوئیسم و شینتو در یک نمودار ذهنی
کنفوسیوس‌گرایی، بودیسم، تائوئیسم و شینتو در یک نمودار ذهنی

 

 

خود را پاک کن 

 

 

در آیین شینتو، پاکی و نظافت، هم در بدن و هم در محیط پیرامون، جایگاهی بسیار مهم دارد. در فرهنگ ژاپنی، استحمام عملی ضروری است و رعایت پاکیزگی به‌شدت مورد تأکید قرار می‌گیرد. در واقع، ژاپن به چشمه‌های آب گرم طبیعی‌اش شهرت دارد و پیش از ورود سنت‌های سخت‌گیرانه‌ی غربی، برهنگی نیز در فرهنگ عمومی تا اندازه‌ای پذیرفته‌شده بود.
یکی از آیین‌های شناخته‌شده در شینتو، میسوگی (Misogi) نام دارد؛ نوعی شست‌وشوی آیینی و تطهیر روحانی. این آیین اغلب در رودخانه‌ها یا آبشارها انجام می‌شود و هدف آن زدودن ناپاکی‌های معنوی از بدن و ذهن است. اگر فرصتی پیش آمد، زمانی را برای تطهیر خود در آب‌های طبیعی اختصاص دهید؛ چشمه‌ها، رودخانه‌ها، دریاچه‌ها. 

 

 

دیگر جنبه‌های آیین شینتو

 

 

برای پیروی از شینتو، کافی است پاک بمانید، برای ارواح درگذشتگان و خدایان غذا و دعا تقدیم کنید و به چشم‌انداز طبیعی‌ای که در آن زندگی می‌کنید، احترام بگذارید. در بسیاری از زیارتگاه‌های شینتو می‌توان تعویذها و طلسم‌هایی خریداری کرد که برای دور کردن نیروهای شر طراحی شده‌اند. اگر به این باورها اعتقاد دارید، آن‌ها را نزد خود نگه دارید تا به‌عنوان محافظ عمل کنند؛ و اگر ندارید، می‌توانید خرید آن‌ها را به‌منزله‌ی اهدای نذری به معبد در نظر بگیرید.
علاوه بر پرستش کامی‌ها، آیین شینتو سنت‌های دیگری نیز در بر دارد، از جمله: استفاده از تعویذها و حرزها، رقص‌های آیینی، فال‌گیری، تخته‌های نیایشی (اِما)، و مناسک شمن‌گونه مانند جن‌گیری و درمان بیماری‌هایی که به ارواح مردگان نسبت داده می‌شود. البته این وظایف در حوزه‌ی کار کاهنان شینتو قرار دارد و اگرچه ممکن است یک سامورایی در آن‌ها مشارکت کند، اما اجرای بیشتر این آیین‌ها به عهده‌ی خادمان یا کاهنان زیارتگاه‌هاست.
اگر به آیین شینتو علاقه دارید، مطالعه‌ی عمیق‌تر را توصیه می‌کنیم. با این حال، نگذارید پیچیدگی‌های احتمالی، شما را از پرستش خدایان باستانی و اجداد خانوادگی‌تان با نیتی پاک و صادقانه باز دارد.

 

 

ترکیب چهار راه بزرگ

 

 

از دیدگاه غربی، ممکن است آشتی دادن ادیان و سنت‌های گوناگون امری تقریباً غیرممکن به نظر برسد؛ در واقع، شاید چنین به نظر آید که اختلافات دینی ذاتاً منجر به درگیری و تنش می‌شوند. با این حال، در آسیا، این سنت‌ها قرن‌هاست که در کنار یکدیگر و در دل تحولات فرهنگی پایدار مانده‌اند، و ادامه‌ی هم‌زیستی آن‌ها در بطن جوامع، خود گواهی است بر سازگاری‌شان؛ چنان‌که در ژاپن شاهدش هستیم.
ژاپنی‌ها این چهار راه معنوی را در هم آمیختند تا نظامی یکپارچه و بدون تناقض بسازند، هرچند مشکلاتی نیز در این مسیر وجود داشت. البته که برخوردها و اختلافاتی میان فرقه‌ها و سنت‌ها روی می‌داد، اما این درگیری‌ها بیشتر میان شاخه‌های رقیب درون یک دین بود، نه میان ادیان متفاوت.
برای کسی که در راه سامورایی گام برمی‌دارد، هر یک از این چهار مسیر، بینشی معنوی و ارزنده ارائه می‌دهد:

 

  • کنفوسیوس‌گرایی – چگونه با انسان‌ها رفتار کنیم.
  • تائوئیسم – چگونه با هستی هم‌راستا شویم.
  • بودیسم – چگونه روح خود را صیقل دهیم.
  • شینتو – چگونه با گذشته و سرزمین‌مان پیوند برقرار کنیم.

 

 

ربودن اسرار هستی 

 

 

در متون کهن چینی، از نویسه‌ای که به معنای «دزدیدن» است، برای اشاره به مفهومی ژرف‌تر استفاده شده است: «کار کردن با غنای جهان». این واژه به معنای سرقت نیست، بلکه به‌درستی باید آن را به‌عنوان «فرصت» درک کرد؛ یعنی قرار گرفتن در زمان و مکان مناسب برای بهره‌برداری حداکثری از موقعیت‌ها.
سامورایی‌ها پیرو آمیزه‌ای از بودیسم، کنفوسیوس‌گرایی، تائوئیسم و شینتو بودند، با این حال به‌نظر می‌رسد که آن‌ها مستقیماً به جانِ کلام دست یافته بودند؛ گویی راهی مستقیم‌تر به‌سوی حقیقت یافته بودند که از همین رویکرد بهره می‌گرفت. در میان طومارها و آموزش‌های تاریخی‌شان، رشته‌ای زرین از حقیقت به چشم می‌خورد؛ رشته‌ای که رازی بزرگ را برملا می‌کند، روزنه‌ای به سازوکار جهان.   

 

 

متن چگونه یک سامورایی مدرن باشیم: راهِ جنگ را اینجا بخوانید. 

 

 

کارما کارما کارما
کارما کارما کارما

 

 

درک قوانین کارما 

 

 

«تو می‌توانی به راهبان نزدیک شوی و از آن‌ها درباره‌ی کارما در راه آیین بودا بپرسی؛ اما لازم نیست حتما وارد این مسیر شوی یا خودت به راهب تبدیل شوی تا بودیسم را بیاموزی. پرسیدن از یک راهب ذن درباره معنای زندگی و مرگ نیز مفید است. تو باید این چیزها را بدانی.» - کتاب سامورایی

 

 

واژه‌ی «کارما» از زبان سانسکریت، زبان باستانی هند، می‌آید و به معنای «کنش» یا «کردار» است. در بودیسم، کارما به عملی اشاره دارد که با نیت (cetana) انجام می‌شود و پیامدهایی در پی دارد؛ نه‌تنها در همین زندگی، بلکه در زندگی‌های آینده نیز. هدف کسی که در مسیر روشن‌بینی قرار دارد این است که خود را از چرخه‌ی کارما رها کند، یعنی هیچ‌یک از اعمالش پیامی را در هستی ایجاد نکند که مستلزم پاسخ باشد. تنها در این صورت است که می‌توان چرخه‌ی تولد و مرگ را پشت سر گذاشت.
در حالی که کارما به معنای «کنش» است، شاید بهتر باشد آن را به‌عنوان «پاسخ هستی به کنش» درک کنیم. تصور کن که هستی یک شمارنده‌ی کیهانی دارد که هم کارهای خوب و هم کارهای بد تو را ثبت می‌کند. مسئله این است که هر روز، اعمال تازه‌ای رخ می‌دهد و این شمارنده مدام بالا و پایین می‌رود؛ یک مبارزه‌ی همیشگی برای رساندن اعداد نیک و بد به صفر. این یعنی حتی اگر امروز زندگی‌ات را پر از نیکی و بخشندگی کنی، باز هم ممکن است، طبق اصول کارما، ناچار باشی زندگی‌های بسیار دیگری را صرف پاک کردن جنبه‌های منفی پرداخت‌نشده‌ی گذشته کنی. به همین دلیل است که بودیسم توضیح می‌دهد چرا گاهی برای آدم‌های خوب، اتفاق‌های بد می‌افتد.
برای کسانی که گرایش چندانی به معنویت ندارند، پذیرش مفهوم کارما ممکن است دشوار و پر از تردید باشد. اما اگر به این اصل باور داشته باشی، کارما می‌تواند در تاریک‌ترین لحظات زندگی، تو را به امید و استقامت هدایت کند. اگر احساس کردی دنیا علیه توست، به یاد بیاور که شاید لازم باشد بدهی منفی‌ای را که در تو انباشته شده، خاموش کنی. واکنش تند و منفی در برابر مشکلات، فقط به نمره‌ی منفی کارمای تو اضافه می‌کند و تو را در چرخه‌ی یأس و تکرار نگه می‌دارد.
وقتی همه‌ی کنش‌های تو پاک و روشن است، تنها برای آرامش تلاش کن و هرگز چیزی را از دیگران نربا. اگر دیدی با وجود خوبی‌های فراوان، اتفاق خوشی در زندگی‌ات نمی‌افتد، ممکن است بار منفی گذشته‌ات آن‌قدر سنگین باشد که هنوز باید برای رهایی از آن بکوشی – و این شاید حتی چند زندگی زمان ببرد. بنابراین، همواره با اعمال مثبت به موقعیت‌های منفی پاسخ بده و هیچ‌گاه دیگران را مقصر رنج خودت ندان. خوبی‌هایی که در زندگی‌ات اتفاق می‌افتند را هم به‌خوبی ببین، شاید درگیر آن‌قدر تلخی شده‌ای که زیبایی‌ها را نمی‌بینی.
آموزه‌های سامورایی می‌گویند که ماه و ستارگان همه‌چیز را می‌بینند؛ و در نهایت، عدالت را برقرار می‌کنند. تو مزد خود را خواهی گرفت. این یعنی حتی اگر در ظاهر فقط اتفاق‌های منفی در زندگی‌ات رخ می‌دهند و هیچ پاداشی برای اعمال خوبت نمی‌بینی، باید شکیبا باشی. آسمان همه‌چیز را می‌بیند، و در پایان، آنچه لازم داری را برایت فراهم خواهد کرد. کارما مانند کاشتن بذر است: هیچ گیاهی بلافاصله پس از کاشتن نمی‌روید. زمان می‌برد تا رشد کند و به بار بنشیند.
پس بر راه تمرکز کن و ایمان داشته باش؛ شخصیت نیکو را حفظ کن و در مسیر بمان. راه دانایی آسان نیست، اما اگر استقامت کنی، آسمان سرانجام همه‌چیز را به سرانجام درست خود خواهد رساند.

 

 

درس ۸۵: رویاهایت را به زور پیش نبر.

 

 

«چه رابطه‌ای میان ارباب و زیردست باشد، چه میان پدر و پسر، چه در میان حشرات، گیاهان و درختان، چه از فرد تا کل جهان هستی؛ اگر چیزی دارای فضیلت باشد، هر آنچه آرزو شود، می‌تواند برآورده گردد. اگر فضیلت با راه هماهنگ باشد، گفته می‌شود که آن چیز «راست» است. برای آن‌که فضیلت با راه یکی شود، باید در طبیعت خویش صادق بود. نباید برای منافع شخصی آرزو کرد؛ این خواست آسمان است؛ چنین گفته‌اند.» - کتاب سامورایی

آسمان همه‌چیز را در دل تو می‌داند؛ نمی‌توانی اندیشه‌های خود را از چشم آسمان پنهان کنی. آسمان رؤیاها و خواسته‌های تو را می‌داند و تا زمانی که این رؤیاها پاک باشند و آسیبی به دیگر موجودات زنده نرسانند، آن رؤیا، رؤیای خوبی است و آسمان در انتظار است که آن را به تو ببخشد.
این یعنی لازم نیست رؤیایت را به زور محقق کنی: اگر اکنون در جایگاهی که می‌خواهی نیستی، دلیلش این است که در کاری خطا کرده‌ای یا نیت و رفتارت نادرست بوده. وظیفه تو این است که زمینه لازم برای تحقق رؤیایت را فراهم کنی و سپس زندگی‌ای پاک و مثبت را در پیش بگیری. آنگاه، فرصت تحقق رؤیا خودبه‌خود پیش خواهد آمد. برای مثال، اگر بخواهی راننده‌ای حرفه‌ای شوی، باید گواهینامه رانندگی بگیری و فرم درخواست شغل را پر کنی؛ همین. وظیفه تو آن است که شرایط دنیوی لازم برای انجام کاری که می‌خواهی انجام دهی را فراهم کنی، اما تا زمانی که خلوص درونی و صداقت در نیت نداشته باشی، هیچ‌گونه فشار یا رابطه‌سازی، نتیجه‌ای به بار نخواهد آورد.

سه گام مهم که باید بر آن‌ها تمرکز کنی، این‌ها هستند:


فراهم‌کردن مقدمات لازم برای تحقق رؤیایت.

نیک‌ بودن و پاک‌ ماندن در این جهان.

و هنگامی‌که آسمان به‌طور طبیعی فرصت را پیش آورد، آن را بقاپ.

 

 

خواندن سوترا زیر نور مهتاب | دوره ادو
خواندن سوترا زیر نور مهتاب | دوره ادو 

 

 

۵
از ۵
۲ مشارکت کننده
مهرداد گفت:
ممنون ، این مقاله رو خودتون نوشتید؟
    مدیریت گفت:
    سلام و احترام
    بله، مطالب توسط تیم ما جمع آوری و ویراستاری شدن.
خرید شمشیر سامورایی

دیگر نوشتارها

سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش